السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

115

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مرحلهء هفتم : علت و معلول فصل اول : اثبات عليّت و معلوليّت در جهان هستى پيش از اين گفتيم كه ماهيت بنفسه فقط امكان دارد و نسبت به وجود و عدم على السواء مىباشد ، و رجحان يكى از دو طرف نياز به چيزى خارج از ماهيت دارد . البته همانطور كه قبلًا هم تذكر داديم نياز داشتن جنبهء عدم ، نوعى مجاز گويى است . عدم ، چيزى نيست كه نيازمند علت باشد . فقط وجود ماهيت است كه متوقف بر چيزى خارج از ماهيت است . توقف وجود ماهيت هم مسلماً بر وجود غير است نه عدم غير ، عدم غير كه نمىتواند رفع نياز كند . وجودى كه اجمالًا محل توقف وجود ماهيت است علت مىناميم و ماهيت را كه توقف بر وجود مزبور دارد معلول مىگوييم . حالا ببينيم علت چه مىكند ؟ و چه چيزى را جعل نموده ايجاد مىكند ؟ سه احتمال بيش نيست : 1 - وجود معلول 2 - ماهيت معلول 3 - اتصاف ماهيت به وجود و به عبارت ديگر ، ربط وجود و ماهيت . مسلم است كه ماهيت معلول نمىتواند مجعول علت باشد ، زيرا همانطور كه گفتيم ، ماهيت چيزى است اعتبارى و حتماً بايد آنچه معلول از علت مىگردد اصالت داشته باشد و گرنه تحقق پيدا نمىكند و فرض اين است كه يك معلول تحقق يافته داريم ، موصول ، جنبهء ماهويش را به خودى خود دارد